گاهي فكر مي كنم چگونه است كه موضوع جنسيت اين همه در اين مملكت به موضوعي پارادكسيكال تبديل شده است، از يك طرف رسانه ي ملي از نشان دادن حتي تصاوير ورزشكاران زني كه خود به دوحه اعزام داشته ابا دارد، وبه تعبيري مردمان اين سرزمين را عاري از ظرفيت هاي لازم براي ديدن تصاوير ورزشي از ورزشكاران زن مي داند، از طرف ديگر انواع و اقسام تصاويري كه در غرب هم ديدن آن براي سنين خاص ممنوع مي باشد مثل نقل و نبات در دست و بال كوچك و بزرگ اين مملكت مي چرخد.
راستي اين چه پارادكس عجيبي است بين آنچه در بين ملتي به عنوان فرهنگ غير رسمي جريان دارد و آنچه در رسانه ي ملي همان ملت به عنوان فرهنگ رسمي بر آن اصرار ورزيده مي شود؟ اين چه حفره ي عظيمي بين سياستمداران و برنامه ريزان فرهنگي يك كشور و مردم و جوانان آن برسر مقوله ي جنسيت كه دهان باز كرده است ؟
از يك طرف حذف تصاوير زنان ورزشكار از رسانه ي ملي( كه همه ي دنيا به جز ما شاهد آن بوده اند) شايد با توجيه جلوگيري از اشاعه ي فحشا و منكر ( نمي دانيم آن ها كه توضيحي نداده اند ما خود به قرينه حدس مي زنيم ) از طرف ديگر توزيع و تكثير شرم آورترين صحنه ها از روابط جنسي حالا هر كه مي خواهد باشد هنرپيشه يا دانشجو يا خواننده در حوزه ي غير رسمي در پوششي گسترده ( كه سودهاي كلاني را نيز به جيب دست اندركاران اين حرفه واريز مي كند چنانچه به گفته ي يكي از مسدولان نيروي انتظامي توزيع و تكثير سي دي روابط جنسي يك هنرپيشه چهار ميليارد تومان گردش مالي داشته است ) كه در هيچ كجا از سايه ي سنگين آن ها خلاصي نيست . چگونه است جامعه اي را كه اينان در تلاشند تا با چفت و بست هاي پوسيده ي افكار قرون وسطايي نگهش دارند، از كانال هاي غير رسمي كه الحق رسانه ي ملي بايد جلوي آن ها لنگ بيندازد، اين گونه با ولع و حرص سيري ناپذير و شرم آور تغذيه مي شود و جنس و جنسيت در آن تبديل به آنچنان واقعيت فراگيري مي شود كه نمونه ي آن را به اعتراف تمام آناني كه در غرب و جهان آزاد جنسي مي زيند نمي توان ديد؟ بحث مفصلي مي طلبد شايد در پست بعدي به آن بپردازم.