اين روزها همه جا پر شده از سيصد، بس كه رسانه ي ملي راجع به آن حرف زد و بد و بيراه گفت، بر تعداد بينندگان آن چنان افزود كه برادران وارنر در خواب هم نمي ديدند.
روز گذشته پسر كوچك من كه كلاس پنجم دبستان است گير داده كه هر طور شده بايد فيلم 300 را برايش تهيه كنيم تا ببيند، دليلش هم اين بود كه تمامي هم شاگردي هايش در كلاس اين فيلم را ديده اند و وقتي راجع به فيلم حرف مي زنند او چون فيلم را نديده نمي تواند در بحث هايشان شركت كند و به قول خودش ضايع مي شود. جالب است وقتي نظر بچه هاي كلاسشان را درباره ي فيلم مي پرسم مي گويد: بچه ها مي گن خيلي با حاله مي پرسم يعني چي كه خيلي با حاله ؟ مي گويد: عين ارباب حلقه ها ست!
فيلم 300 هم مانند تمامي جريانات و رويدادهاي بين المللي براثر ندانم كاري هاي ما مثل بوم رنگ شده برگشته و محكم به سر خودمان خورده است.
دوستي كه در خارج تحصيل مي كند و خود چند بار به ديدن فيلم رفته است مي گفت : افرادي كه به ديدن فيلم مي آيند چند دسته اند، تعدادي كه از قبل راجع به ايران بد بين هستند و از اول موضع دارند، دسته اي ديگر كه اصلا نمي دانند ايران كجاي نقشه است و آن را در رديف كشورهايي مثل عربستان يا سوريه مي دانند و دسته اي ديگر كه اندكي اين كشور را مي شناسند و واقعا مايل هستند كه بدانند جريان اين فيلم چقدر با واقعيت مي خواند.
همان دوست پيشنهاد مي كردكه آيا بهتر نبود به جاي اين همه جار و جنجال در داخل و تشويق كوچك و بزرگ به ديدن اين فيلم، وابستگان فرهنگي ايران در كشورهايي كه اين فيلم در آن ها به نمايش درآمده است به جاي اعتراض به نمايش آن، بروشورها يا جزوات كوچكي را در رد ادعاهاي بي اساس فيلم تهيه مي كردند و با استفاده از منابع معتبري كه دنيا نيز آن ها را قبول دارد مثل تاريخ تمدن ويل دورانت يا كتب ديگر كه تعداد آن ها كم هم نيستند ثابت مي كردند كه اين فيلم يك تحريف تاريخي است، بعد جزوات يا بروشورها را مي دادند دست تعدادي از دانشجويان با چهره ها ي اصيل ايراني كه البته تعداد آن ها هم در كشورهاي غربي كم نيستند تا با كمال احترام و ادب آن ها را به كساني كه از سينما خارج مي شوند بدهند و از اين طريق از تلخي اين كار بكاهند؟ همان دوست مي گفت: كار سختي نيست فقط كمي تدبير مي خواهد و مديريت. من هم به او گفتم كه الحمدلله دستگاه ديپلماسي ما از اين لحاظ هيچ كمبودي ندارد.
